تبليغاتX
براي جاجرم
يادداشتهايي براي جاجرم

مدير كل حفاظت محيط زيست خراسان شمالي با اشاره به موقعيت اين نقطه جغرافيايي به عنوان مهم‌ترين منطقه زيست يوزپلنگ ايراني، فضاي پيش‌بيني شده براي سايت تكثير يوزپلنگ را 120 هكتار اعلام كرد. 
شهرياري با بيان اينكه 2 ميليارد و 500 ميليون ريال اعتبار براي آماده‌سازي و فنس‌كشي اين محوطه انجام شده است، افزود: طي ماه‌هاي آتي نيز چند قلاده يوزپلنگ در اين مجموعه رها خواهند شد.
وي اظهار داشت: طعمه يوزپلنگ‌هاي حفاظت شده در مياندشت جاجرم نيز با رهاسازي حيواناتي چون، خرگوش و آهو تامين خواهد شد.
اين مسئول وجود 9 قلاده پلنگ در سطح خراسان شمالي را مورد اشاره قرار داد و اين استان را از جمله مناطقي دانست كه پلنگ ايراني سابقه زيستي بلند مدتي در آن داشته است.
وي هدف اصلي از ايجاد سايت تكثير يوزپلنگ در خراسان شمالي را حفظ بقاي نسل و افزايش اين گونه جانوري عنوان كرد.
شهرياري يادآور شد: هم اكنون در سطح كشور تنها 45 مورد از گونه‌هاي يوزپلنگ ايراني شناسايي شده است.
در مراسم آغاز به كار سايت تكثير يوزپلنگ در منطقه مياندشت جاجرم معاون سازمان محيط زيست كشور و شماري از مسئولان اين شهرستان حضور داشتند.
گفتني است طرح تكثير يوزپلنگ در مياندشت جاجرم به عنوان نخستين سايت تكثير در كشور به حالت نيمه اسارت اجرا مي‌شود.

نوشته شده توسط مهدی تاجری در ساعت 12:18 | لینک  | 

دهها سال پيش و در اوايل دهه 30 تعدادي از كارشناسان و مهندسين آمريكايي كه براي اكتشاف ذخاير معدني به خصوص بوكسيت آلوبينا عازم ارتفاعات شمالي شهر جاجرم شدند، به دره بسيار زيبايي پاگشودند كه به دليل كثرت حيات وحش موجود در آن (يوزپلنگ، آهو، كل، بز، گرگ، روباه، خرگوش، تشي، انواع پرندگان و غيره) نام آن را دره zoo (باغ وحش) ناميدند. اين دره از قديم اليام محل شكار بوده و هنوز حكايت صيادي كه طعمه صيدش شد در اذهان مردم باقي است (هنوز مزار وي را در پاي چشمه دره در سال 84 وجود داشت).
    امروزه اين دره تقريباً عاري از هرگونه درخت شده ولي پوشش گياهي مناسبي را داراست. اين دره با طول حدود 15 كيلومتر و عرض 100 الي 200 متر در امتداد شمال به جنوب و تقريباً در فاصله 20 كيلومتري شهر جاجرم ور در جانب شرقي كوه اوزون واقع است.
متاسفانه عليرغم منافع مادي و اشتغالزايي كوتاه مدتي كه كارخانه آلوميناي جاجرم براي منطقه ايجاد نموده، اين صنعت همانند بسياري از صنايع ديگر موجب تخريب محيط زيست و به خصوص اين دره و پناهگاي زيباي حيات وحش شده به‌طوري‌كه گذشته از تخريب گسترده محل كه چهره فيزيكي آنجا را دگرگون كرده، ديگر هيچ موجود زنده‌اي درآنجا يافت نمي‌شود!
ازآنجا كه به دليل محروميت منطقه عمدتاً مردم تنها به داشتن شغلي كوچك دركارخانه و معدن و گذران زندگي روزمره خود مي‌انديشند، مسئولين كارخانه بدون هيچ مانعي اقدامات نابودگرانه زيست محيطي خود را ادامه داده و چند سال بعد با اتمام ذخاير معدني(كه از هم اكنون زمزه‌هايش به گوش مي‌رسد) منطقه را وارث طبيعتي ماتم زده مي‌كنند.
سئوال: چرا بايد به فكر چند جانور، درخت يا چشمه باشيم؟ آنها ارزشمندترند يا ما؟
پاسخ‌هاي فراوان به اينگونه سئوالات داده شده كه اميدوارم شما خواننده عزيز با اظهارنظر خود مشاركت كنيد ولي به طور مختصر مي‌توان گفت:
• ما انسان‌ها يكي از 30 ميليون نوع موجود زنده‌اي هستيم كه در كره خاكي زندگي مي‌كنند و هيچگاه حق سلب حيات ساير موجودات به ما داده نشده است. اشرف مخلوقات بودن به معني دارا بودن حق نابودي ديگر موجودات نيست بلكه مسئوليت ما را در قبال آنان نشان مي‌دهد. اين نكته در تمام اديان الهي تاكيد شده و در دين اسلام و سيره ائمه اطهار بارها بر احترام به حقوق حيوانات تاكيد شده است. واقعه كشتي حضرت نوح به تنهايي كافيست نشان دهد انسان وظيفه حفظ چرخه حيات را داراست. اين داستان نمونه روشني از وابستگي زندگي ما به ديگر موجودات است. يعني
• براي حفظ زندگي خودمان بايد به زندگي ديگر موجودات احترام گذاشت. امروزه زنجيره حيات براي بسياري روشن است. تمام حيوانات در زنجيره‌اي قرار گرفته‌اند كه اگر حلقه‌هايي از اين زنجيره نابود شوند، در درازمدت بسياري از حيوانات ديگر نيز به نابودي كشيده خواهند شد(چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار). وجود دره زو و حيات وحش متنوع آنجا بيانگر سلامتي منطقه و چرخه حيات آنجاست. آهو، بز و كل طعمه‌هاي طبيعي يوزپلنگند حال اگر با شكار بي‌رويه، تخريب زيستگاه، نابودي مراتع و غيره نسل آنها منقرض گردد عملاً يوز پلنگ و گرگ نابود خواهند شد. حالا براي اينكه بدانيم آنها چه فايده‌اي دارند واقعه‌اي را بيان مي‌كنم: سال‌ها پيش در تعدادي از كشورهاي اروپايي مشاهده شد كه تعداد گرازها، خرگوش‌ها و موش‌هاي صحرايي در آن مناطق به شدت افزايش يافته و موجب خسارت كشاورزان شده‌اند. بررسي‌ها نشان داد كاهش جمعيت گرگ‌ها به دليل شكار بي‌رويه باعث اين عدم تعادل در چرخه حيات وحش آنجا شده و لذا اقدام به واردات گرگ! از ايران نمودند تا اين چرخه و تعادل بازگردد.
غرض مخالفت با صنعت و توسعه نيست بلكه مواظبت از آن است تا شكل پايدار به خود بگيرد و موجب ناپايداري در مكان ديگر نگردد. براساس قانون تمام طرحـهاي صنعتي بايد ارزيابي زيست محيطي داشته باشند و نشان دهند براي به حداقل رساندن تخريب محيط زيست چه برنامه‌اي دارند.
اميدوارم حفظ محيط زيست نه‌تنها در جاجرم بلكه در كشورمان تبديل به يك خواست و فرهنگ عمومي گردد و اهميت آن را يكايك مردم درك نمايند چراكه اين موضوع مستلزم همراهي 100% مردم است.
نوشته شده توسط رضا اسماعيل زاده در ساعت 20:23 | لینک  | 

تقريباً هر هفته و شايد هر روز در روزنامه‌ها مقاله‌اي را مي‌توان مشاهده نمود كه تخريب پارك ملي گلستان را عمدتاً به علت عمليات راهسازي مورد توجه قرار داده است. اگرچه حجم تخريب عمليات راهسازي زياد است و تماشاچيان زيادي مي‌توانند آن را با عبور از جاده آسيايي بجنورد-گرگان مشاهده نمايند ولي مكانهاي ديگر از اين پارك ملي وجود دارد كه تخريب درآنجا دست كمي از جاده ندارد. يكي از آن مناطق بخش جنوب شرقي پارك ملي گلستان مشرف به كوه پيغمبر بوده كه متاسفانه عده‌اي غارتگر هرساله با تزريق مواد نفتي به پاي درختان و با خشكاندن يا به آتش كشاندنشان وسعت مراتع و زمينهايشان را افزايش داده و اقدام به كشت ديم! مي‌نمايند!! عجبا كه هيچ اقدام قابل توجهي از سوي متصديان محيط زيست مشاهده نمي‌شود و هرساله نظاره‌گر عقب‌نشيني جنگل و پيشروي كشاورزان هستيم. ظاهراً باوجود حادثه سيل چندسال قبل جنگل گلستان و اتلاف تعداد زيادي از هموطنان، هنوز عده‌اي نفهميده‌اند چرا بايد جنگل را حفظ نمود. اين پارك كه از قديمي‌ترين پارك‌هاي ملي جهان محسوب مي‌شود صدها گونه جانوري را در خود پناه داده كه با تخريب زيستگاه علاوه بر خطر انقراض آنها، زندگي مردم ساكن در آنجا نيز به خطر مي‌افتد كه افتاده است. ظاهراً اداره محيط زيست جاجرم متصدي حفاظت از آن منطقه(و روستاي دشت) بوده و اين سئوال مطرح است كه چه اقدامي براي برخورد با اين غارتگران انجام داده است؟ شناسايي آنان به راحتي ممكن است زيرا واضح است املاك چه افرادي درون پارك ملي درحال پيشروي است!
نوشته شده توسط رضا اسماعيل زاده در ساعت 18:34 | لینک  | 

با توجه به اینکه امروزه محیط زیست زیرساخت توسعه پایدار محسوب میگردد و از طرفی نه تنها در جاجرم بلکه در کشورمان نیز این امر اهمیت حیاتی خود را بدست نیاورده است لازم دیده در این رابطه نیز فتح بابی شود تا از نظرات شما دوستان نیز بهرمند گردیم. توسعه کارخانه بوکسیت و اثرات مخرب زیست محیطی آن بر منطقه نه تنها از مرز اعلام خطر گذشته بلکه فجایعی را به بار آورده که در اولین فرصت به آنها اشاره خواهیم نمود. هدف از این بخش جلوگیری از توسعه صنعتی نیست بلکه آگاه نمودن مدیران محترم تمام بخشهای صنعت، کشاورزی، دامداری و غیره از عواقب زیست محیطی فعالیتشان بوده تا با تدبیر مناسب آسیبها را به حداقل میزان ممکن رسانند و با اقدامات اضافه تری نیز کیفیت محیط زیست آنجا را ارتقا دهند. امیدوارم در اولین فرصت بتوانم عمق فاجعه دره زو(zoo) را برایتان بازگو کنم

نوشته شده توسط رضا اسماعيل زاده در ساعت 15:7 | لینک  |