غروب جمعه دوم مرداد88 مصادف شد با غروب يكي از نامآوران صنعت هوانوردي ايران، امير سرتيپ خلبان مهدي دادپي. اين روزها نام اين بزرگ مرد در سايه كوچك عنوان مدير عامل هواپيمايي آريا، فردي كه در سانحه هواپيماي ايليوشن فرودگاه مشهد جان خود را از دست داد يا بهتر بگويم جان خود را فداي مسافران نمود براي عموم هموطنان شناسانده ميشود و در آن سايه عدهاي فرصت را غنيمت شمرده و با اتهامات ناروا آن مرحوم را سپري براي گريز خود از بار سنگين مسئوليتشان مينمايند. آخرين نمونه آن اعلام دليلي جديد براي سانحه روز جمعه از سوي سازمان هواپيمايي كشوري بود( اگرچه بعدها توسط يكي معاونين وزارت راه تكذيب شد ولي نشاندهنده رويكرد عدهاي از مسئولين در بررسي مسائل است):
شلوغ بودن كابين خلبان ناشي از حضور مديرعامل در آنجا و عدم تمركز خلبان!
ادامه مطلب
گويي سليمان بر سپه عرضه نمود انگشتري
رومي رخان ماه وش، زاييده از خاك حبش
چون نو مسلمانان خوش، بيرون شده از كافري
گلزار بين گلزار بين، در آب نقش يار بين
وآن نرگس خمار بين وآن غنچه هاي احمري
گلبرگ ها بر هم دگر افتاده بين چون سيم و زر
آويزها و حلقه ها بي دستگاه زرگري
در جان بلبل گل نگر وز گل به عقل كل نگر
وز رنگ در بي رنگ پر تا بو كه آنجا ره بري
گل عقل غارت مي كند، نسرين اشارت مي كند
كاينك پس پرده است آن كو مي كند صورت گري
اي صلح داده جنگ را وي آب داده سنگ را
چون اين گل بدرنگ را در رنگ ها مي آوري
گر شاخه ها دارد تري ور سرو دارد سروري
ور گل كند صد دلبري جانا تو چيز ديگري
چه جاي باغ و راغ و گل، چه جاي نقل و جام و مل
چه جاي روح و عقل كل، كز جان جان هم خوش تري
۱۲ مرداد خبری در روزنامه ها منتشر شد مبنی بر اینکه با پیگیری نمایندگان استان بوشهر، سازمان انرژی اتمی به واسطه نیروگاه اتمی بوشهر، متعهد به ایجاد بیمارستان و پارک در شهرستان بوشهر شده است. این سئوال در ذهنم پیش آمد که چرا چنین اتفاقی برای جاجرم نیافتاده است؟ حال که سالهاست کارخانه بوکسیت که ازطرحهاي بزرگ ملی کشور است و علیرغم تاثیرات مثبت اقتصادی آن برای جاجرم، متاسفانه به شدت محیط زیست منطقه را تخریب نموده است و با داشتن ردیفهای قانونی جهت هزینه نمودن برای طرحهای عمرانی جاجرم، نمايندگان محترم و به ویژه مردم پیگیر تجهیز بیمارستان و اماکن ورزشی(استخر) و تفریحی(سینما و پارک) باشند. این حقی است که ساکنین تمام شهرهایی دارند که صنایع عظیم و به خصوص آلاینده در آنجا ساکنند. توسعه پایدار مفهومش این نیست که یک شهرستان به قیمت رفاه سایر شهرها نابود شود بلکه صنعتی خواهد توانست کشور را آباد نماید که در وهله نخست برای منطقه تحت استقرار خود منشا خیر باشد
نکته جالب توجه دیگر اینست که بعد از این مسابقات باشگاه کشتی با خیل متقاضیان جوان جهت عضویت مواجه شد که یکی از ثمرات این حرکت مردمی میباشد. در لینک زیر تصویر این مسابقه را مشاهده نمایید:
http://www.ghiasabadi.com/jashnesada.html
مطلبی در مورد جشن سده آورده است که به دلیل ارتباط موضوع با جاجرم(آزادور و جوین) پیشنهاد میکنم مطالعه نمایید.
علاوه براین این سئوال مطرح میشود که چرا با وجود تعداد کثیری از فارغ التحصیلان تاریخ و جامعه شناسی در شهرستان جاجرم شاهد اینگونه تحقیقات میدانی نبوده و فردی از کاشان در منطقه ما چنین مطالعه ارزشمندی انجام داده است. نظر شما چیست؟
1-دکتر محمد حسين سرايي: عضو هئيت علمي گروه جغرافيا و برنامه ريزي شهري دانشگاه يزد
2- سميه ابراهيمي: دانشجوي کارشناسي ارشد جغرافيا وبرنامه ريزي شهري دانشگاه يزد
3- معصوم دوستي: دانشجوي کارشناسي ارشد جغرافيا وبرنامه ريزي شهري دانشگاه يزد
مقدمه
بافت هاي قديمي ، به همراه عناصر وفضاهاي شهري درون خود مانند شبكه معابر ، بازارها، آب انبارها، مساجدوكاروانسراهاوغيره علاوه برشكل فيزيكي وخصوصيات كالبدي، ارزش هاي فرهنگي، اجتماعي وتاريخي ويژه اي را نيز درخودنهفته دارند. اقدامات وبرنامه هاي شهرسازي كه ازچند دهه قبل شروع شدند بدون توجه به موارد فوق موجبات نابودي ارزش هاي سنتي را فراهم ساختند(مشهدي زاده دهاقاني،1378،ص7).
موضوع فرسودگي بافتهاي قديم شهري خاص ايران نيست. هركشوري كه درراه توسعه گام برداشته ،كم وبيش مشكلات فرسودگي وناكارآمدي فضاهاي شهري راتجربه كرده است. از لندن به عنوان مهد صنعتي شدن گرفته تاپاريس وخلاصه اكثركشورهاي جهان دچارنارسايي دسترسي ها وخدمات شهري ،فرسودگي وتخريب بافت قديمي بوده وهستند، اما كشورهاي توسعه يافته با برنامه ريزيهاي مناسب ساماندهي بافت قديم شهري نه تنها مشكلات بافت هاي قديم شهري راكاهش داده بلكه حتي موجب جذب توريست وبه عنوان يك منبع اقتصادي شهر درآمده اند(شماعي وپوراحمد،1378،ص298-312).
بافت تاريخي جاجرم نيز نمونه اي اصيل از بافت سنتي شهرهاي كويري ايران است. اگر چه آوازه درخور نيافته، اماداراي هماهنگي شكلي وپيوستگي فضايي منحصر به فردي است. تاكيد براين با فت از دوديدگاه مورد توجه قرارگرفته، يكي ارزشهاي نهفته ميراثي وفرهنگي كه درواقع سند هويت واصالت شهرسازي ماست وديگري، ارزشها وپتانسيلهاي موجود دربافت، درجهت توسعه وبهبود مسكن كه باتوجه به عرضه نياز وتقاضاي مسكن ازيك طرف ومحدوديت توسعه شهري درفضاهاي پيرامون ازطرف ديگر، بهره برداري ازتمامي ظرفيت هاي بافت، مورد توجه قرارمي گيرد.
ادامه مطلب
www.bojnord1400.blogfa.com/post-226.aspx
حال كه خوشبختانه مردم جاجرم از قهر و سكوت خود خارج شدند و با قاطعيت آرا، شوراي شهر را بدست آوردند، عدهاي از اهالي گرمه كه عمدتاً عدهاي جوان لاابالي هستند كه شايد بازيچه پيران خود شدهاند مجدداً با ايجاد هوچيگري و تهمتهاي ناروا به شوراي شهر به ويژه برادر بزرگوار آقاي بشارتي و ديگر مسئولين محترم منطقه قصد برافروختن آتش زيرخاكستري را دارند كه در صورت شعلهورشدنش كسي را از آن امان نيست و همه اهالي را دربرخواهد گرفت كه گرفت!
اخيراً وبلاگي را ديدم از معدود! وبلاگهاي اهالي گرمه، اين وبلاگ(http://gs4d.blogfa.com) جداي از فعاليتهاي سكسي و همجنسبازي ترويجي در گرمه، پر بود از توهين و ناسزا به جاجرم و جاجرميان! اگرچه آن جوان كوچكتر از آن است كه نياز به پاسخگويي داشته باشد كه در اينجا نيز قصد پاسخ ندارم ولي با ديدن آن هم خوشحال شدم و هم غمگين.
خوشحال از اينكه به فرهنگ مردم عزيز جاجرم تفاخر كردم به برخوردهاي حكيمانه به عدم عكس العمل آن گونه(حتي در اظهارنظرات ارسال شده به اين وبلاگ توسط جاجرميها توجه كنيد!)، به عدم توهين(در اوج تنشها هيچگاه از احدي توهيني را به گرمگيان نشنيدم)، به وبلاگها و سايتهاي فرهنگي فاخرشان، به بزرگانشان و به جوانانشان! شايد اينگونه اعمال باعث شود مردم هم جاجرم و جاجرمي را بهتر بشناسند و هم گرمه و گرمگي را! مشك آنست كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد.
و ناراحت از اينكه چرا عدهاي نادان با آبروي آن دسته از اهالي فهيم گرمه و آن دسته از عقلاي قوم خود بازي ميكنند. ناراحت از اينكه مبادا اين آتش دوباره برافرخته شود و ده سال ديگر ما را از توسعه باز دارد. ناراحت از اينكه مبادا پشت پرده اين اتفاقات رقابتهاي سياسي عدهاي در بجنورد باشد كه عقبماندگي و تنش در اين منطقه را به نفع پيشرفت خود!؟ ميدانند. ناراحت از اينكه...
اگرچه يقين دارم شوراي شهر جديد مقابله به مثل نميكند و آبادي جاجرم را به قيمت ويراني گرمه تمام نميكند( آن كاري كه شوراي گرمهاي كرد) به عنوان كسي كه همواره به فكر وطنش است و آرزوي آباداني آنجا را دارد خواهش ميكنم وارد اين بازي بي نتيجه نشوند و يكسره به كار و آباداني بينديشند.
و از مسئولين عاجزانه ميطلبم به جاي چسباندن دستوري دو وصله ناچسب كمي در مورد ريشههاي اين اختلافات مطالعه نمايند و راهي پايدار را در توسعه منطقه دنبال نمايند. مگر اجراي يك پروژه فوق ليسانس جامعه شناسي در باب تفاوتها و اشتراكات مردم اين دوشهر و علل اختلافات چقدر هزينه دارد؟
(ظاهرا دفتر پژوهشهاي بنيادي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال ۷۴ تحقیقی با عنوان
الگوهاي فرهنگي خاک به نظم وفاقي بعنوان پيششرط توسعه در جاجرم بجنورد
انجام داده استhttp://dbase.irandoc.ac.ir/00105/00105615.htm اگرچه این کار مبنای علمی صحیحی نداشته و نتایج درستی ارائه نداده ظاهرا تصمیم گیران امر نیز هیچ توجهی به آن نداشته اند)
مگر مطالعه تاريخ جاجرم چقدر زمان نياز دارد؟
در پايان به آن دسته از خوانندگان كه اين اختلافات را مضحك و پيش پا افتاده ميخوانند اين توضيح را ميدهم كه همانطور كه از تغيير نام خليج فارس به خليج عربي در آشوب افتاديد كه بايد ميافتاديد و حتي بهانه وحدت و توسعه خاورميانه براي اين تغيير نام پذيرفته نيست! اين حق را نيز به اين مردم مظلوم كه تاريخ و فرهنگ و اعتقادشان را صدها سال حفظ نمودهاند بدهيد تا از نام شهرشان دفاع نمايند و مانع از اين شوند تا نام شهركي كه تا 200 سال پيش نامي از آن در تاريخ يافت نميشود به نام شهرشان اضافه شود.